تبليغاتX
دانایی - توانایی - 19. بلبشوی دیپلماسی معنادار
چشم اندازی به جهان اطراف / از هر دری سخنی

بلبشوی دیپلماسی معنادار

میانجگری هاشمی و خاتمی در جنگ اسرائیل علیه لبنان، به صورت رسمی وبا نامه نگاری پر سر و صدا باب یک دیپلماسی جدید را در کشور می گشاید!
نامه نگاری این دو نفر، یکی به پادشاه عربستان سعودی و دیگری به چند چهرۀ معروف اروپایی و.... برداشت ها و بازتاب های مختلفی می تواند داشته باشد. از جمله اینکه در داخل کشور همگان متوجه خواهند شد که این دو چهره، سیاستمردان برجسته ای هستند که توان حل مشکلات بین المللی را دارند، وچنان مورد وثوق، علاقه و قبول سران دیگر کشورها هستند، که  حتی بدون داشتن مسئولیت و جایگاه سیاسی هم باید وارد مناقشه ای چنین فاجعه آمیزشوند. دیگر آنکه در صورتپاسخ مثبت مخاطبان (که احتمال آن ضعیف نیست، وشاید از پیش تدارک دیده شده باشد!!) ملت ایران به این امر مهم دست یابند که قدرت سیاسی بین المللی در کجا متمرکز است که مردم از آن غافل بوده اند.
مثلا پادشاه عربستان که روابط بسیار نزدیکی با آمریکا دارد، و این نکته در نامه هاشمی تصریح شده است، سران جهان اسلام را دعوت به یک نشست اضطراری می کند، و یا از نویسنده نامه بخواهد، شخص او به حل مسأله بپردازد! یا اینکه دولتهای جنایتکار اروپایی که با نژاد پرستی فاحش، مسأله هسته ای ایران را به یک بغرنج ضد انسانی و ضد حقوقی تبدیل کرده اند، در خواست خاتمی را به وسیلۀ اندیشه گران وسیاستمداران بشر دوستشان پذیرفته، و حتی همراه با آمریکای بشر دوست، به "عقب نشینی متمدانه در روند گفتگوی تمدنها" تن دهند؟!! 
آنوقت است مردم ايران متوجه خواهند شد براي روي كار آمدن مجدد و سريع اصلاح طلبان و كارگزاراني ها و نامزد هاي ويژهْ شان، از جهان غرب و نزديكان به آمريكا، چه "هورايي" سر داده خواهد شد!
واقعيت آن است كه اگر چه به طور اصولي وطبيعي نبايد به پاسخ نامه ها اميد داشت، اما مي توان حدس زد كه نويسندگان آنها، پيشاپيش از نتيجه بخشي نامه هاي خود آگاهي داشته اند!!
نكته حائز اهميت آنكه در حالي كه نامه الهي-سياسي دكتر احمدي نژاد به "بوش" جهان را به شگفتي و تأمل وا داشت، و سبب گرديد تا حتي در كشور آمريكا روشنفكران، سياستمداران و صاحب نظران سياسي، دولت آمريكا و شخص"بوش" را در پاسخ دادن ويا ندادن به محاكمه بكشاند، از سوي همين منابع و مراكز، مأموراني با سخن وقلم در راستاي منافع آمريكا به لجن پراكني پرداختند. هم چنين نامه به "مركل" نيز توسط همان ايادي به چالش گرفته شده، و بزرگترين ايراد آنها در 2 نكته است: چرا رئيس جمهور نامه مي نويسد؟ وچرا نامه هايي كه پاسخ ندارد مي نويسد؟ آيا نامه هاي كسي چون احمدي نژاد كه غرب را به دليل تمدني و كاركرد جنايتكارانه در افكار عمومي خود غرب افشا مي كند. بايد چه پاسخي ازسوي سران جنايتكار داشته باشد؟ اما امروز مردم شاهدند كه نامه هاي نوشته شده خاتمي و هاشمي كه حركت هاي تقليدي و خنده آور است. تيتر اول روزي نامه هاي لجن پراكن مي شود، آنهم پيش از نوشتن نامه!
اين كار يعني دست و پا زدن براي بقا و حيات از دست رفته سياسي با تقليد بي جا از رفتار ابتكاري و مخلصانه و نتيجه بخش احمدي نژاد!
بايد منتظر ماند تا پاسخ ها از راه برسد. اما به هر حال در عرصه سياست، گمانه زني، پيش بيني و احتمالات بي ضرر است، و در چنين شرايط و حركاتي به طور قطع مفيد هم هست. با اين وجود نمي توان و نبايد براي ملت در "بلبشوي ديپلماسي معنا دار" آن هم در اين شرايط حساس، تابلو "منع عبور" بي تأمل نصب كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15:19  توسط رضا  |